صالح عضيمة (مترجم: سيد حسين سيدى)
28
معنا شناسى واژگان قرآن (فرهنگ اصطلاحات قرآنى) (فارسى)
اين دو عضو كوچك گسترشى بى حد و حصر دارند و هر دانش و معارفى با حجم و تعداد زياد را پذيرفته ، هر بخش از آنها در آن دو عضو جايگاه خود را دارند و تنها با فراموشى و مرگ از آدمى زايل مىشوند . پس مىتوان گفت : حجم قرآن ، نبايد براى كسانى كه به منظور تأييد نظر خود و بطلان رأى ديگران ، به احاطه نداشتن قرآن بر هر چيزى اعتقاد دارند ، دليل باشد . ما - با توجّه به مثالهايى كه آوردهايم - معتقديم : مسألهء حجم در ميزان اشتمال و فراگيرى نقش دارد و حجم زياد در بردارندهء اشياى زيادى است نسبت به حجم كوچك ؛ البته ما نمىخواهيم آن را به عنوان اصلى هميشگى قلمداد كنيم كه تغييرپذير نيست ، بلكه نگرش ما به مسأله از حيث موقعيّت آن و آمادگى و پذيرش آن است . ما اين مطلب را دربارهء اشياى مادى و ابزار محسوس به عنوان يك اصل صحيح مىپذيريم و به احكام ناشى شده از آن كه دائمى و هميشگىاند ، آسيبى نمىرساند . امّا دربارهء امور معنوى و روحى - مثل : خيال ، حافظه ، نفس ، روح - و مسائل اين چنين درست نيست . همهء اينها به مثابهء ظرفهاى روحى ( معنوى ) مىباشند و لازم نيست كه به احكام ما در باب ظرفهاى مادى برسد و با هم مساوى و از يك ارزش و اعتبار برخوردار باشند . وقتى ما در اين مطلب اختلاف نداشته باشيم كه كلام داراى بعد مادى است و در حروف ، اصوات و حركتها ظاهر مىشود ؛ نبايد در اين مطلب هم اختلاف داشته باشيم كه ابعاد معنوى همان صفات غالب هستند و همان حيات است كه اگر نباشند نقش و ارزشى در كلام نخواهند داشت . دربرداشتن معانى و انتشار آن بين عقل و فهمها ، مسؤوليّت كلام و نقش اوّل و آخر آن است كه اگر نباشد ، وجود آن بيهوده خواهد بود . مردم عادت كردهاند كلام بدون معنا را باطل و بىفايده بدانند . اين را بدان جهت گفتيم چون خواهيم گفت كه قرآن كلام است و با انواع كلام موجود سازگارى دارد ، چون از حرف ، صوت و حركتها تشكيل شده است ؛ ولى از حيث بافت ، سبك و تركيب متفاوت است . قرآن در بافت ، سبك تركيب و روابط بين واژگان و جريان داشتن اين روابط ميان واژگان و آيات آن ، معجزه است . اين پديدهاى است كه محقّقان متوجه آن نشده و به آن توجّه ننمودهاند ، و اين همان راز بزرگى است كه نقش برتر آن در جلب توجّه ذوق عرب و متحيّر ساختن آنان ماندگار گشت .